۱) به فرزندمان یاد بدهیم که قرار نیست همهی خواستههایش را اجابت کنیم و از مخالفت با فرزند نترسیم و اختلاف نظر را به او یاد بدهیم. به طور مثال وقتی به ما خوراکی تعارف میکند و میل نداریم، به جای اینکه از سر ترحم خودمان را مجبور به خوردن بکنیم، با لبخند بگوییم «نه، متشکرم».
۲) از راههایی که برای کودک سرگرمی و جذاب است به عنوان پل ارتباطی و برای یاد دادن این مهارت استفاده کنیم. با توجه به پیشرفت روزافزون در همهی زمینهها قطعا میتوانیم کتابها و داستانهایی با این مضمون پیدا کنیم و برای کودکمان بخوانیم؛ و یا در بازیهایی مفهوم را برایش توضیح دهیم.
۳) به یاد داشته باشیم که تعادل را رعایت کنیم. قرار نیست برای هر موضوعی از نه استفاده کنیم. همچنین قرار نیست در برابر درخواستهای غیرمنطقی نهای بی منطق و کوبنده بگوییم. باید بتوانیم طرف مقابل را با لبخند و بدون تنش و دعوا قانع کنیم حتی اگر طرفمان یک کودک باشد.

۴) کمی کودکان را گول بزنیم. شاید این توصیه عجیب به نظر بیاید، ولی منطقی است. همهی آدمها از داشتن قدرت لذت میبرند. پس به جای روش دیکتاتوری و نه گفتن صریح، با سیاست رفتار کنیم. به کودک خود حق انتخاب بدهیم. به طور مثال اگر میخواهد با توپ بازی کند به او بگوییم یا باید صبر کند تا به پارک برویم یا باید آرام در خانه بازی کند. اینگونه او احساس قدرت میکند و فکر میکند او در حال تصمیم گیری است، ولی در واقع قدرت اصلی در دست ماست.
۵) هنگام نه گفتن به فرزندانمان اگر با گریه، داد و بیداد، قهر و تکرار کودک مواجه شدیم به هیچ عنوان نظرمان را عوض نکنیم. این کار علاوه بر این که نقطهی ضعف ما را آشکار میکند باعث میشود که قدرت واقعا به دست کودک بیفتد. به طور مثال وقتی به خرید میرویم با فرزند خود قرار بگذاریم که فقط میتواند یک اسباب بازی بخرد و نه بیشتر و در مقابل اصرارهای او این روش و نه گفتن را عملی کنیم.
ما را در سایت حکایت... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82